بحران انرژی در ایران: چگونه یارانههای کلان به مانعی برای عدالت اقتصادی تبدیل شدند؟

بحران ناترازی انرژی در ایران به دلیل قیمتگذاری غیرواقعی و مصرف نادرست، اقتصاد را تهدید میکند. اصلاح ساختار قیمتگذاری و تشویق به مصرف بهینه ضروری است تا از فشار بر زیرساختها کاسته و کارایی اقتصادی افزایش یابد. سیاستگذاران باید به اصلاحات ساختاری بپردازند.
به نقل از خبرگزاری اقتصاد آنلاین، در بررسی اقتصاد ایران، هیچ چالشی به اندازه بحران ناترازی انرژی نمیتواند بهعنوان تهدیدی ویرانگر تلقی شود. این بحران، در سکوت و بدون جلب توجه عمومی، پایههای اقتصادی و رفاهی کشور را از درون متزلزل میکند. ناترازی انرژی به معنای فاصله خطرناک میان تولید و مصرف است، شکافی که روز به روز عمیقتر میشود و ریشه در سالها قیمتگذاری غیرواقعی، سیاستهای کوتاهمدت و مصرف غیر بهینه دارد. اگرچه در ظاهر، برق و گاز ارزان به نظر میرسند و زندگی روزمره با رفاه ظاهری ادامه دارد، اما این ارزانی مصنوعی، میلیاردها تومان زیان برای دولت به همراه دارد و بدهیهای انباشته برای شرکتهای انرژی و فرسودگی زیرساختهای حیاتی کشور را به دنبال دارد.
در کشوری که از منابع عظیم نفت و گاز برخوردار است، مواجهه با خاموشیهای تابستانی و افت فشار گاز در زمستان، به وضوح نشاندهنده ناکارآمدی سیستم کنونی است. انرژیای که باید بهعنوان موتور توسعه عمل کند، اکنون به زنجیری بر پای اقتصاد تبدیل شده است. مسئله تنها کمبود انرژی نیست؛ بلکه مدل مصرف و قیمتگذاری کنونی دیگر با واقعیتهای اقتصادی ایران همخوانی ندارد. زمانی که انرژی تقریباً رایگان است، صرفهجویی معنایی ندارد، فناوری نوسازی نمیشود و سرمایهگذاری در این بخش کاهش مییابد. این چرخه معیوب، اقتصاد را از درون تحلیل میبرد و نیازمند اصلاحات اساسی است.
پیشبینیها نشان میدهد که اگر این روند ادامه یابد، اقتصاد ایران با چالشهای بیشتری مواجه خواهد شد. اصلاح ساختار قیمتگذاری انرژی و تشویق به مصرف بهینه، میتواند به کاهش فشار بر زیرساختها و افزایش کارایی اقتصادی منجر شود. با توجه به اهمیت استراتژیک انرژی در توسعه اقتصادی، ضروری است که سیاستگذاران با اتخاذ رویکردی جامع و بلندمدت، به اصلاحات ساختاری در این حوزه بپردازند. تنها از این طریق است که میتوان به عدالت اقتصادی و توسعه پایدار دست یافت.




