سقوط ریال؛ تراژدی اقتصادی ایران و درسهای آن

کاهش ارزش ریال ایران نتیجه اشتباهات ساختاری و سوءمدیریتهاست. تزریق بیرویه درآمدهای نفتی بدون ایجاد ظرفیتهای تولیدی، اقتصاد رانتی و تورم مزمن را تشدید کرده است. اصلاحات ساختاری و کاهش وابستگی به نفت برای ثبات اقتصادی ضروری است.
به نقل از خبرگزاری عصر اقتصاد، در دهههای اخیر، کاهش بیسابقه ارزش ریال ایران نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نتیجه انباشت اشتباهات ساختاری، سوءمدیریتها و انتخابهای نادرست در سیاستگذاری کلان بوده است. این مقاله با نگاهی عمیقتر به تحلیلهای رایج، به بررسی ابعاد پنهان این تراژدی اقتصادی میپردازد. ایران بهعنوان نمونهای کلاسیک از «بیماری هلندی»، با تزریق بیرویه درآمدهای نفتی به اقتصاد، بدون ایجاد ظرفیتهای تولیدی، دو پیامد مخرب را تجربه کرده است.
نخست، تخریب پایههای تولیدی کشور: ورود بیرویه ارز نفتی، ارزش پول ملی را بهطور مصنوعی تقویت کرد و کالاهای داخلی را در رقابت با کالاهای خارجی بهشدت گرانتر ساخت. این روند بهتدریج صنایع نوپا و بخش کشاورزی را از پای درآورد. دوم، شکلگیری اقتصاد رانتی و فساد سیستماتیک: درآمدهای نفتی بهجای تبدیل به سرمایههای مولد، به منبعی برای رانتخواری و ایجاد شبکههای ذینفوذ تبدیل شد که نهادهای پاسخگو را تضعیف کرد و اقتصاد را از «تولید ثروت» به «توزیع رانت» سوق داد.
این عوامل در چرخهای معیوب، یکدیگر را تقویت کردهاند و منجر به تورم ساختاری و مزمن شدهاند. تورم در ایران نه تنها پدیدهای پولی، بلکه ریشه در کسری بودجه ساختاری دولت دارد. دولت برای تأمین هزینهها به چاپ پول روی آورده که این خود به افزایش تورم دامن زده است. پیشبینیها نشان میدهد که بدون اصلاحات ساختاری و تغییر در سیاستهای اقتصادی، این روند ادامه خواهد یافت و پیامدهای جدیتری را به دنبال خواهد داشت.
در نهایت، برای برونرفت از این وضعیت، نیاز به بازنگری اساسی در سیاستهای اقتصادی و تقویت نهادهای پاسخگو وجود دارد. تنها از طریق ایجاد ظرفیتهای تولیدی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی میتوان به ثبات اقتصادی و رشد پایدار دست یافت. این تغییرات نه تنها به بهبود وضعیت اقتصادی کشور کمک میکند، بلکه میتواند به عنوان الگویی برای سایر کشورهایی که با مشکلات مشابه مواجهاند، مطرح شود.




