پارادوکس بلک فرایدی در اقتصاد تورمی ایران: تحلیل و چشمانداز

بلک فرایدی در ایران بهدلیل محدودیتهای اقتصادی و تورم بالا بهجای فرصت اقتصادی، به یک بازی روانی تبدیل شده است که تخفیفهای واقعی ارائه نمیشود. برای بهرهبرداری واقعی، نیاز به بهبود زیرساختهای اقتصادی و لجستیکی و اصلاحات ساختاری است.
به نقل از خبرگزاری دنیای اقتصاد، در تقویم خردهفروشی جهانی، «بلک فرایدی» بهعنوان نقطه عطفی در پایان سال مالی شناخته میشود. این رویداد که با تخفیفهای گسترده و تبلیغات فراوان همراه است، بهطور سنتی در کشورهای غربی بهعنوان فرصتی برای کاهش موجودی انبارها و مدیریت چرخه عمر محصولات به کار میرود. اما در ایران، این پدیده به شکلی متفاوت و با چالشهای خاص خود ظهور کرده است. در حالی که بیلبوردهای شهرها و بنرهای وبسایتها پر از تبلیغات بلک فرایدی میشوند، ساختار اقتصادی کشور قادر به پشتیبانی از این رویداد بهصورت واقعی نیست. در حقیقت، آنچه در ایران رخ میدهد، بیشتر به یک شبیهسازی پیچیده میماند که تحت تأثیر تورم و تکنیکهای اقتصاد رفتاری شکل گرفته است.
برای درک بهتر ناکارآمدی نسخه ایرانی بلک فرایدی، لازم است ابتدا به منطق اصلی این رویداد در اقتصادهای باز نگاهی بیندازیم. در کشورهایی مانند ایالات متحده و اروپا، بلک فرایدی نهتنها فرصتی برای مصرفکنندگان بلکه ضرورتی لجستیکی برای فروشندگان است. این ضرورت بر سه ستون اصلی استوار است: مدیریت چرخه عمر محصول، کاهش هزینههای انبارداری، و تحریک تقاضا در بازار. در ایران اما، این مکانیسمها بهدلیل محدودیتهای اقتصادی و ساختاری، بهطور کامل پیادهسازی نشدهاند. در نتیجه، تخفیفهای ارائهشده در بسیاری از موارد واقعی نبوده و بیشتر به ایجاد توهمی از فرصت خرید منجر میشود.
تورم بالا و نوسانات ارزی در ایران، چالشهای دیگری را به این معادله اضافه میکنند. در شرایطی که قدرت خرید مصرفکنندگان کاهش یافته و هزینههای تولید و واردات افزایش یافته است، فروشندگان اغلب قادر به ارائه تخفیفهای واقعی نیستند. این وضعیت باعث شده است که بلک فرایدی در ایران بهجای یک فرصت اقتصادی، به یک بازی روانی تبدیل شود که در آن مصرفکنندگان به دنبال بهرهبرداری از تخفیفهای ظاهری هستند. این در حالی است که بسیاری از این تخفیفها تنها به بازآرایی قیمتها محدود میشوند و تأثیر واقعی بر اقتصاد خانوارها ندارند.
در نهایت، برای بهرهبرداری واقعی از بلک فرایدی و دیگر رویدادهای مشابه، نیاز است که زیرساختهای اقتصادی و لجستیکی کشور بهبود یابد. این امر مستلزم سیاستگذاریهای دقیق و اصلاحات ساختاری است که بتواند شرایط را برای پیادهسازی واقعی این رویدادها فراهم کند. تنها در این صورت است که میتوان امیدوار بود بلک فرایدی بهعنوان یک فرصت اقتصادی واقعی در ایران عمل کند و نه صرفاً بهعنوان یک نمایش تبلیغاتی. در شرایط فعلی، به نظر میرسد که این رویداد بیشتر بهعنوان یک پارادوکس در اقتصاد تورمی ایران باقی خواهد ماند.




