بحران بیکاری جوانان: چالشهای آموزش عالی در ایران

بحران بیکاری جوانان در ایران به یک مسأله اجتماعی و امنیتی تبدیل شده است، زیرا ۴۳ درصد بیکاران فارغالتحصیلان دانشگاهی هستند. عدم تطابق نظام آموزشی با نیازهای بازار کار، فارغالتحصیلان را به مشاغل غیرمرتبط سوق میدهد. تغییرات اساسی در آموزش و پیوند دانشگاهها با صنایع ضروری است.
به نقل از خبرگزاری جهان صنعت نیوز، بحران بیکاری جوانان در ایران به مرحلهای رسیده است که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک معضل اقتصادی دانست؛ این بحران اکنون به یک مسأله اجتماعی، سیاسی و حتی امنیتی تبدیل شده است. مسیر تحصیلی که برای بسیاری از جوانان با امید ورود به بازار کار آغاز میشود، اغلب به بیکاری یا اشتغال در مشاغل غیرمرتبط و کمدرآمد منتهی میگردد. آمارها نشان میدهند که حدود ۴۳ درصد از بیکاران کشور را فارغالتحصیلان دانشگاهی تشکیل میدهند، که این امر دانشگاه را از سکوی پرتاب به بازار کار به ایستگاه انتظار بیکاری تبدیل کرده است.
این وضعیت نشاندهنده شکاف عمیق میان نظام آموزشی و نیازهای بازار کار است. در حالی که دانشگاهها همچنان به ارائه رشتههای تحصیلی متنوع ادامه میدهند، بازار کار به مهارتهای خاص و تخصصی نیاز دارد که در بسیاری از موارد در برنامههای آموزشی دانشگاهی گنجانده نشدهاند. این عدم تطابق، فارغالتحصیلان را در موقعیتی قرار میدهد که یا باید به مشاغل غیرمرتبط روی آورند یا در انتظار فرصتهای شغلی مناسب بمانند.
تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که برای حل این بحران، باید تغییرات اساسی در نظام آموزشی صورت گیرد. ارتقاء مهارتهای عملی و حرفهای در کنار آموزشهای نظری میتواند به کاهش نرخ بیکاری در میان فارغالتحصیلان کمک کند. علاوه بر این، سیاستگذاران باید با ایجاد پیوندهای قویتر میان دانشگاهها و صنایع، زمینه را برای انتقال سریعتر و مؤثرتر دانشجویان به بازار کار فراهم آورند.
با توجه به روند کنونی و افزایش تعداد فارغالتحصیلان بیکار، پیشبینی میشود که اگر اقدامات لازم به سرعت انجام نشود، این بحران میتواند به تهدیدی جدیتر برای ثبات اجتماعی و اقتصادی کشور تبدیل شود. در نهایت، تنها با هماهنگی میان نظام آموزشی و نیازهای واقعی بازار کار است که میتوان به حل این معضل امیدوار بود.




